مباهله چیست؟

روز ۲۴ ذی الحجه روز بسیار مبارکی است. اعمال خیلی خوبی دارد که در کتب ادعیه ذکر شده است. ازجمله: روزه، غسل و اعمال دیگر. مهمترین رویداد دیگر، نزول آیه ولایت در خصوص امیرالمومنین (علیه السلام) است.

مباهله یعنی وقتی دو نفر با هم بر سر یک موضوع اختلاف نظر دارند و هر یک ادعا می کند که حق با اوست، برای حل مسئله باید هر یک از دو طرف بگوید: لعنت خداوند بر من اگر دروغ بگویم.

مسئله ی حق و باطل است که خداوند به رسول خدا دستور می دهد: تو دعوت به مباهله کن. پس مباهله یعنی نفرین تمام. یا شما راست می گویید یا ما راست می گوییم. لعنت و عذاب خدا شامل کسی می شود که دروغ بگوید. «فَنَجعَل لَعنَةَ اللهِ عَلَی الکاذِبِین= لعنت خدا را بر دروغگو قرار می دهیم».


ماجرای حدیث کساء در آستانه ی مباهله اتفاق افتاد

پیامبر در روز مباهله، قبل از این که حضرت امیر و فاطمه و حسنین (سلام الله علیهم اجمعین) را بیاورد، آنان را در زیر عبایش جمع می­کند و ماجرای حدیث زیبا و قصه ی قشنگ «کساء =عبا» اتفاق می افتد و عبارت  «آل عبا» از همین جا نشات می گیرد. این چهار نفر به همراه حضرت در زیر عبا جمع می شوند و ایشان برای آنان دعا می کند و به خداوند عرض می کند که خدایا اینها را پاک و طاهر قرار بده و برای توفیق شان دعا می کند. سپس حضرت به همراه آنان، به سمت محل مباهله می­ روند.

پیامبر با خانواده اصلی اش به مباهله رفت

این که پیامبر اکرم با خانواده اصلی خود به مباهله رفت، از مهمترین موضوعات بحث مباهله است. پیامبر همین خانواده را در زیر عبایی برد که موجب نزول این آیه شریفه شد: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا = به راستی که خدا اراده کرده است که رجس را از شما خانواده ی پیامبر بردارد و شما را طاهر وپاک قرار دهد»(احزاب ۳۳).

پیامبر اسلام(ص) بعد از اقتدار اسلام در مکه، همزمان با مکاتبه با سران حکومت‌های جهان و مراکز مذهبی، نامه‌ای به اسقف مسیحیان نجران نوشت و از ساکنان مسیحی نجران خواستند که دین اسلام را بپذیرند.

مسیحیان نجران از طرف فرمانده خودشان مأمور می شوند که به ملاقات پیغمبر اسلام بیایند. آنها در گفتگو با خودشان به این نتیجه رسیده بودند که اگر پیامبر با لشکر و خدم حشم بیاید، معلوم می شود که پیامبر نیست؛ اما اگر بدون اینها آمد معلوم می شود حرفش حق است. در این ملاقات، چند نفر از علما و سه نفر از بزرگان نجران به نام اهتم، عاقب و سید با آنان همراه می شوند و پیغمبر در مسجد به دیدار شان می روند.

آنها از حضرت می پرسند: برای ما چه پیامی داری؟چه می خواهی بگویی و ما را به چیزی دعوت می کنی؟ حضرت می­فرماید: «من شما را به آیین توحید و پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می کنم و این که مسیح پسر خدا نیست، بنده و مخلوق خداست و احتیاج به آب و غذا و رفع حاجت و.. دارد».

آنها می گویند: اگر ما بخواهیم قبول کنیم که مسیح پسر خدا نیست، یک انسان معمولی و مخلوق است، پس پدر او کیست؟ اگر مخلوق است، باید پدر داشته باشد. درحالی که او پسر خداست. حضرت می فرماید: چون به دین مسیح هستید، حضرت آدم را قبول دارید. گفتند: بله. حضرت فرمود: درباره آدم چه می گویید؟ آیا مخلوق خدا بوده یا نه؟ می گویند: بله. حضرت می فرماید: آیا محتاج به خورد و خواب و نکاح و قضای حاجت و اینها بوده یا نه؟ می گویند: بله. آنها از جواب دادن وا ماندند.

آیه 59 سوره آل عمران می فرماید: «اِنَّ مَثَلَ عِیسی عِندَ اللهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُراب» مثل عیسی در نزد خدا مثل مَثَل آدم است که خداوند آدم را از خاک خلق کرد»، بعد امر به حیات کرد و او حیات پیدا کرد و زنده شد. بنابراین، مَثَل عیسی هم مثل آدم است که خداوند اراده کرده که بدون پدر و اسباب و علل مادی و طبیعی به وجود بیاید.

ابتدا باید استدلال نمود؛ اما مباهله آخرین راهکار است

خداوند پیش از نازل کردن آیه مباهله، در آیاتی چند به چگونگی تولد عیسی (علیه السلام) می‌پردازد و مسیحیان را با منطق عقل و استدلال روبرو می‌کند و از آنان می‌خواهد که عاقلانه به موضوع بنگرند. یعنی حضرت در ابتدا سعی کرد با دلایل روشن و قاطع آنان را آگاه کند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستیز آنان مواجه گشت، به امر الهی به مباهله پرداخت.

خداوند در آیه 61 سوره آل عمران می‌فرماید:  «هرگاه بعد از دانشی که به تو رسیده، کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آن‌ها بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان، و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم؛ سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم».

این جا بود که مسیحی ها با کمال تعجب دیدند پیامبر تنها با چهار نفر آمده برای مباهله. دست یک خانمی را گرفته، دو تا بچه و یک آقا را با خودش آورده؛ هیچکس دیگری را با خودش نیاورده است. بعد خودشان نقل می کنند که گفتند این چهره هایی که ما می بینیم، اگر دعا بکنند همه ی ما نابود خواهیم شد. برای همین بود که از پیغمبر خواهش می کنند تا مباهله را ترک کنند و می گویند ما تحت حکومت شما زندگی می کنیم و شما از ما راضی شوید که به شما جزیه بدهیم. اما بگذارید ما به عنوان اقلیت مذهبی و اهل کتاب بمانیم. پیامبر هم می پذیرد و قرارداد نوشته می شود و می روند. این یک پیروزی بزرگ برای اسلام بود که آنها حاضر به مباهله نشدند.

منبع: سایت montazer.ir