25- اميدها فرو ريخت!

اسقف اعظم و ساير علماى مسيحيت با مطالعه اى كه در كتب انبيا داشتند به خوبى مى دانستند بعد از حضرت عيسى عليه السلام پيامبر خاتم مبعوث خواهد شد و دستور همه پيامبران آن است كه به او ايمان بياورند، و حتى مى دانستند كه ظهور آن پيامبر نزديك است. ولى آنان اين حقيقت بزرگ را از مردم كتمان مى كردند و سعى در بى اطلاعى آنان از پيامهاى تورات و انجيل درباره
پيامبر صلى الله عليه و آله داشتند، كه ارتباط نجرانيان با قيصر در اين جهت گيرى بى تأثير نبود زيرا ساليان سال از سوى او حمايت مى شدند.
با بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله در مكه و رسيدن اخبار ظهور حضرت، اسقفها به خوبى از حقانيت آن حضرت اطلاع داشتند و دقيقا مى دانستند كه اين همان پيامبر موعود است؛ ولى همچنان سعى در كتمان حقيقت داشتند. كم كم هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه پيش آمد و پيرو آن، فتح و پيروزيهاى پشت سر هم عظمت اسلام را به گوش همگان رساند. مردم نجران نيز دائما اين اخبار را مى شنيدند و بزرگانشان پيگير اين رَوَند بودند.
مكه بر سر راه مدينه تا نجران قرار داشت كه هنوز فتح نشده بود و به عنوان سَدّى بين پيامبر صلى الله عليه و آله و نجرانيان شمرده مى شد. با فتح مكه در سال هشتم هجرى و تسليم عرب در برابر اسلام اين سد شكسته شد، و اين خبر مهم فورا به نجرانيان رسيد. آنان خود را در معرض حمله از سوى مسلمانان يافتند و به  محكم كارى قلعه خود پرداختند و به طور جدى راههاى مقابله با آنان را مورد تبادل نظر قرار دادند.
اين در حالى بود كه پشتوانه آنان قيصر روم و پادشاه ايران و نيز پادشاه حبشه بود و نجرانيان براى روز مبادا كمك خواهى از آنان را در نظر گرفته بودند.
خبر فرستادن نامه از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله براى قيصر و كسرى دو پادشاه قدرتمند آن روزگار و دعوت آنان به اسلام تمام اميدهاى نجرانيان را فرو ريخت.
مسلمان شدن نجاشى پادشاه حبشه نيز ضربه ديگرى بود كه نجرانيان را به كلى از حاميان خود مأيوس كرد. فرستادن لشكر اسلام به تبوك براى مقابله با لشكريان مسيحى قيصر كه از شام حمله كرده بودند، جبهه ديگرى در رابطه با مسيحيت در شمال بود كه پشت سر آن مسئله نجرانيان مطرح شد.