40- عقد برادرى

در روز مباهله پيامبر صلى الله عليه و آله بين مهاجرين و انصار عقد برادرى برقرار كرد.
حضرت على عليه السلام آنجا بود و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مى ديد، ولى بين او و هيچكس برادرى برقرار نكرد. اين بود كه آن حضرت با چشم گريان به راه افتاد. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله سراغ او را گرفت، گفتند: با چشمى گريان رفت.
حضرت به بلال فرمود: اى بلال، على را نزد من بياور. بلال هنگامى رسيد كه اميرالمؤمنين عليه السلام با چشم گريان وارد منزل شده بود. حضرت زهرا عليهاالسلام پرسيد: براى چه گريه مى كنى، خدا چشمانت را نگرياند؟
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اى فاطمه، پيامبر صلى الله عليه و آله بين مهاجرين و انصار عقد برادرى برقرار كرد، و در حاليكه من ايستاده بودم و مرا مى ديد و متوجه من بود ولى بين من و هيچكس برادرى قرار نداد. حضرت زهرا عليهاالسلام عرض كرد:

شايد تو را براى خود نگه داشته است!؟
بلال در اين هنگام رسيد و عرض كرد: پيامبر صلى الله عليه و آله شما را فرا مى خواند.
اميرالمؤمنين عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد. حضرت پرسيد: يا على، براى چه گريان شدى؟ اميرالمؤمنين عليه السلام عرض كرد: يا رسول اللّه ، شما بين همه مهاجرين و
انصار برادرى قرار دادى، ولى در حاليكه مرا مى ديدى بين من و هيچكس عقد برادرى نخواندى!؟
حضرت فرمود: تو را براى خود نگاه داشته بودم. آيا تو را خشنود نمى كند كه برادر پيامبرت باشى؟!
حضرت على عليه السلام عرض كرد: اين آرزوى من است. پيامبر صلى الله عليه و آلهدست او را گرفت و بر فراز منبر برد و فرمود:
اللّهُمَّ هذا مِنّى وَ اَنَا مِنْهُ، اَلا اِنَّهُ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى، اَلا مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلىٌّ مَوْلاهُ.
خدايا اين از من است و من از اويم. بدانيد كه او نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى است. بدانيد كه هر كس من صاحب اختيار اويم اين على صاحب اختيار اوست.