57- انجيل عيسى عليه السلام

كتابى كه خواندن آن در كنفرانس نجران بسيار مهم مى نمود «انجيل» بود، كه مسيحيان گمان نمى كردند در آن اخبارى درباره پيامبر صلى الله عليه و آله باشد؛ زيرا تا آن روز چنين قسمتهايى از آن براى مردم خوانده نمى شد. متنى كه در انجيل خبر از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله مى داد چنين بود:
اى عيسى و اى پسر بانوى طاهره و بتول، سخن مرا بشنو و در امر من جديّت كن. كتاب را با قوت بگير و آن را براى مردم سوريه تفسير كن و به آنها خبر ده: «من خدايى هستم كه جز من پروردگارى نيست. من حى قيوم هستم كه تغيير پيدا نمى كنم و فناپذير نيستم. به من ايمان بياوريد و به پيامبر امّىِ من كه در آخر الزمان پيامبر رحمت خواهد بود و معجزه اولين و آخرين است. او از نظر خلقت اول پيامبران و از نظر بعثت آخر پيامبران است. او عاقبِ حاشر است، و بنى اسرائيل را به او بشارت بده».
حضرت عيسى عليه السلام عرض كرد: اى صاحب روزگاران و اى عالم غيبها، اين بنده صالح كيست كه قلبم او را دوست دارد اما چشمانم او را نديده است؟ خداوند فرمود: او بنده خالص من و فرستاده ام است كه با دست خود در راه من جهاد مى نمايد. سخن او با عملش و باطن وى با ظاهرش موافق است.

توراتى جديد (قرآن) بر او نازل مى كنم كه به وسيله آن چشمهاى كور بينا مى گردد و گوشهاى ناشنوا و قلبهاى زنگار گرفته باز مى شود. در آن چشمه هاى علم و فهمِ حكمت و بهار قلبهاست. خوشا به حال او و امتش!
حضرت عيسى عليه السلام پرسيد: پروردگارا، اسم و علامت او چيست؟ امت او چه مقدار حكومت مى كنند؟ آيا نسلى دارد؟ خداوند پاسخ داد: نام او احمد و منتخب از نسل ابراهيم و انتخاب شده از سلاله اسماعيل است.
او صاحب صورتى همچون ماه و پيشانى نورانى است. او سوار بر شتر مى شود. ديدگان او مى خوابند اما قلبش نمى خوابد. پروردگار او را در امتى درس نخوانده مبعوث مى كند و پيامبرى او تا ادامه شب و روز است.
محل تولد او در شهر پدرش اسماعيل يعنى مكه است. او همسران بسيار دارد، اما فرزندش اندك است. نسل او از مباركه صديقه (يعنى خديجه) است. از او دخترى برايش به دنيا مى آيد كه از آن دختر دو نونهال سيّد كه شهيد مى شوند خواهند بود. نسل احمد را از آن دو قرار دادم. خوشا به حال آنان و كسانى كه آنها را دوست بدارند، و در روزگار آنان حاضر باشند و كمكشان كنند.