72- لولا على لهلك عمر!

روزى اسقف نجران همراه جماعتى كه پيرمرد زيبا روى و با هيبتى بين آنان بود نزد عمر آمد.
پيرمرد به عمر گفت: اى عمر! آيا در كتابتان قرآن خوانده ايد: «بهشتى كه پهنايش به اندازه بزرگى آسمان و زمين است»؟ پس جهنم كجاست؟
عمر ساكت شد و به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: شما جواب او را بده!
حضرت فرمود: آيا مى دانى هنگامى كه شب مى آيد روز كجاست؟ و هنگامى كه روز مى آيد شب كجاست؟
اسقف گفت: تا حال نديده بودم در اين مسئله كسى جواب مرا دهد. اى عمر، اين جوان كيست؟

عمر جواب داد: او على بن ابى طالب داماد پيامبر و پسر عموى او و پدر حسن و حسين است.

اسقف گفت: اى عمر، به من خبر ده از مكانى در زمين كه فقط يكبار بر آن آفتاب تابيده و نه قبل و نه بعد از آن هرگز دوباره نتابيده است!

عمر گفت: از اين جوان بپرس!

او از اميرالمؤمنين عليه السلام سؤال كرد و حضرت جواب داد: من جواب تو را مى دهم. آن دريايى است كه يكبار براى بنى اسرائيل از هم گشوده شد و خورشيد بر آن نور افشاند، كه نه قبل و نه بعد از آن چنين شد.
اسقف گفت: به من خبر ده از آنچه در دست مردم قرار دارد و شبيه ميوه هاى بهشت است.

عمر گفت: از اين جوان بپرس!

او از حضرت سؤال كرد و حضرت پاسخ داد: آن قرآن است كه مردم دنيا بر آن جمع مى شوند و از آن استفاده مى كنند اما چيزى كم از آن نمى شود و از اين جهت شبيه ميوه هاى بهشت است.
اسقف گفت: راست گفتى. به من خبر ده آيا آسمانها قفل دارد؟
فرمود: قفل آسمانها شرك به پروردگار است.

عرض كرد: راست گفتى. به من خبر ده از اولين خونى كه بر زمين ريخت؟
فرمود: همگان گويند خون خفاش بوده، ولى ما مى گوييم اولين خونى كه بر زمين ريخت خون كيسه بچه دان حضرت حوا عليها السلام بوده هنگامى كه هابيل را به دنيا آورده است.
عرض كرد: راست گفتى. حال يك مسئله ديگر باقى مانده است. به من خبر ده كه پروردگار كجاست؟
عمر عصبانى شد، اما اميرالمؤمنين عليه السلام با نرمى فرمود:
من جواب تو را مى دهم و هر چه ميل دارى بپرس. ما نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم كه ملكى آمد و به ايشان سلام كرد. حضرت به او گفت: از كجا فرستاده شده اى؟
جواب داد: «از آسمان هفتم از نزد پروردگارم». سپس ديگرى آمد و حضرت از او سؤال نمود. ملك جواب داد: «از زمين هفتم از نزد پروردگارم». پس از آن سومى از مشرق و چهارمى از مغرب آمد و پيامبر صلى الله عليه و آله از آنها نيز سؤال كرد و آنها به همان صورت جواب دادند. پس خداوند عزوجل در اينجا و آنجا و آسمان و زمين، خداى همه موجودات بوده و همه جا هست.