78- دود از كوهها بالا مى رود!

منذر بن علقمه برادر اسقف اعظم از دانشمندان نصارى و نيز از نمايندگان نجران بود كه به مدينه آمده بودند. او براى آنكه فكر مباهله را از سر نجرانيان بيرون كند در آخرين لحظات نزد سيد و عاقب رفت و گفت:
آيا مى دانيد كه هيچ قومى با پيامبرى مباهله نكردند مگر آنكه هلاكت آنها در يك چشم بر هم زدن بود؟ شما و هر صاحب فهم از وارثان كتابهاى گذشته مى دانيد كه اين محمد ابوالقاسم، همان فرستاده اى است كه پيامبرانِ امين بشارت او را داده اند و صفت او و اهل بيتِ امينش را به صراحت گفته اند. مطلب ديگرى نيز هست كه شما را از آن مى ترسانم و از آن نبايد غافل شويد.
آنگاه براى اينكه بقيه نجرانيان هم بشنوند و نصحيت او را جدى بگيرند فرياد زد:
آفتاب را نمى بينيد كه رنگش تغيير يافته و افق را نمى بينيد كه در ابرهاى متراكم فرو مى رود و باد سياه و سرخ به شدت وزيدن گرفته است و از اين كوهها دود بالا مى رود!

به ستارگان نگاه كنيد كه مى خواهند بر زمين طلوع كنند، و درختان به سوى زمين مايل شده اند. پرندگان پيش چشم شما با صورت به زمين افتاده اند و بالهايشان را بر زمين گشوده اند و آنچه در چينه دان دارند بر زمين مى ريزند، در حالى كه آنان نزد خداى عزوجل گناهى ندارند. درختان را بنگريد كه برگهايشان بر زمين مى ريزد، و زمين را بنگريد كه چگونه زير پايمان به لرزه درآمده است.
اين حادثه ها اتفاق نيفتاده مگر به خاطر عذابى كه سايه افكنده است.
اين شرايط در حالى است كه ما در گرمترين فصل سال هستيم و حرارت هوا خود را آشكار ساخته است. به محمد و چهار نفر از خويشان همراه وى نگاه كنيد كه دستهايشان را بالا برده اند و منتظر پاسخى هستند كه شما به او مى دهيد. بدانيد اگر لبانش براى كلمه اى از مباهله حركت كند ديگر نمى توانيم هلاكتى را كه پيش خواهد آمد جبران نماييم و نزد خويشان و اموال خود بازگرديم.
اگر شما تسليم او شويد در دنيا و آخرت سالم مى مانيد. اما اگر دين و آبادىِ سرزمين خود را مقدم بداريد و به منزلت و شرافت خويش در قومتان بخل بورزيد، من از آنچه به شما برسد و هر بلايى كه بر شما دو نفر بيايد مانع نيستم.
شما پيشقدم شديد و محمد را براى مباهله دعوت كرديد و آن را علامت حل مسئله و نشانه اى بين خود و او قرار داديد.
شما از نجران به اينجا آمديد در حالى كه مباهله برايتان مهم ترين مسئله بود، اما محمد در آنچه از او طلب كرديد سريع تر از شما عمل نمود. پيامبران اگر تصميم به كارى گرفتند جز با برآوردن و انجام آن عمل باز نمى گردند. اكنون كه زير بار اين مطالب نمى رويد و آنچه كه مى بينيد از ترس عقل شما را زايل كرده، بهتر است سخن خود را باز پس گيريد.
اى برادرانم، به فرياد برسيد! با محمد صلح نماييد و او را راضى كنيد و اين كار را به تأخير نيندازيد. شما و من نيز با شما به منزله قوم يونس هستيم هنگامى كه عذاب بر آنان سايه افكنده بود !!