1- اسرار مُهر!

رؤساى كليساى نجران كتابى در بين خود داشتند كه از يكديگر به ارث مى‏ بردند و هنگامى كه رئيسى از آنها از دنیا می رفت و رياست را به ديگرى واگذار مى‏ كرد، بر روى آن كتاب مُهرى اضافه بر مُهرهاى قبلى زده مى‏ شد، بدون آن كه از محتواى آن كسى اطلاع داشته باشد.

اين مهرها شكسته نشد تا نوبت به شخصى رسيد كه در زمان پيامبر (صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله) رئيس نجران بود.

او در مسيرى قدم بر مى‏ داشت، ناگهان بر زمين افتاد. پسرش گفت: هلاك باد آن دور؛ يعنى پيامبر (صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله)! پدرش گفت: «اين گونه مگو؛ زيرا او پيامبر است و اسم او در كتاب‌هاى ما آمده است»!

اين سخن در خاطره آن جوان ماند تا با رحلت پدر آن كتاب به دست او رسيد و تصميم گرفت آن مهرها را بشكند.

او با شكستن مهرهاى چندين ساله، به مطالعه آن كتاب پرداخت و نام مقدس پيامبر (صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله) را يافت كه به زبان سريانى «المنحمنا» و به زبان رومى «برقليطس» (فارقليطا) گفته مى‌شود.

آن جوان مسلمان شد و با اعتقادى راسخ به اسلام زندگى كرد و حتى به سفر حج مشرف شد.