40- عقد برادرى

در روز مباهله پيامبر صلى الله عليه و آله بين مهاجرين و انصار عقد برادرى برقرار كرد.
حضرت على عليه السلام آنجا بود و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مى ديد، ولى بين او و هيچكس برادرى برقرار نكرد. اين بود كه آن حضرت با چشم گريان به راه افتاد. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله سراغ او را گرفت، گفتند: با چشمى گريان رفت.
حضرت به بلال فرمود: اى بلال، على را نزد من بياور. بلال هنگامى رسيد كه اميرالمؤمنين عليه السلام با چشم گريان وارد منزل شده بود. حضرت زهرا عليهاالسلام پرسيد: براى چه گريه مى كنى، خدا چشمانت را نگرياند؟
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اى فاطمه، پيامبر صلى الله عليه و آله بين مهاجرين و انصار عقد برادرى برقرار كرد، و در حاليكه من ايستاده بودم و مرا مى ديد و متوجه من بود ولى بين من و هيچكس برادرى قرار نداد. حضرت زهرا عليهاالسلام عرض كرد:

41- نجران يمنى يا حجازى؟!

تا 75 سال پيش، نجران يكى از ولايات استان عسير در كشور يمن شمرده مى شد. در سال 1350 قمرى عربستان سعودى به مناطق مرزى يمن حمله كرد، و نجران را جزو قلمرو خود درآورد. از آن تاريخ شهر اصلى نجران به «اباسعود» تغيير نام داده و شهر جديدى به نام «فَيْصليّه» در نزديكى آن احداث شده است.
هم اكنون «نجران» در جنوبى ترين قسمت عربستان در حاشيه مرز آن كشور با يمن قرار دارد، و متشكل از شش بخش است: نجران، حبّونة، تثليث، بيشة، رنيّة، تربة.

همچنين امروزه 35 آبادى در نجران وجود دارد كه عبارتند از: موفجة، وادعة، مخلاف اعلى، آل الحارث، صفا، سلوى، آل عقيل، حضن، جرية، قابل، رجلة، آل بران، العان، مراطة، شبهان، مشراح، مرفح، خشيوة، باطن، محباة، بطحاء، دحضته، بوغبار، طعزة، غنيمة، عكام، عوكلة، حامية، صاغر، بيرالأثلة، مخلاف اسفل، حزم ... .
هم اكنون ساكنين نجران حدود پنجاه هزار نفرند . همه ساكنين نجران مسلمانند و اكثرا از اسماعيليه هستند. حدود صد خانوار يهودى نيز در روستاهاى نجران سكونت دارند.

43- اديان در نجران

ساكنين اوليه نجران مشرك و بت پرست بودند و سپس دين نصرانيت وارد نجران شد.

در سال 313 ميلادى يكى از قيصرهاى روم به نام «قسطنطين» اقدام به انتشار مسيحيت در كشورهاى اطراف امپراطورى خود نمود. از جمله در شبه جزيره عربستان در عدن و سقطره و نجران كليساهايى ساخت.
پس از صلح پيامبر صلى الله عليه و آله، مردم نجران بر دين خود باقى ماندند. در زمان عمر كه دستور اخراج آنان داده شد، مردم منطقه مركزى نجران كه اطراف كعبه نجران بودند از آنجا كوچ كردند، و مسلمانان جاى آنان را گرفتند و رسميت دين مسيحى در آنجا از بين رفت، ولى مسيحيان بسيارى در آبادى هاى نجران ماندند و راهبان و راهبه ها در صومعه ها به كار خود ادامه دادند.
در طول قرنهاى سوم تا دهم به تدريج آثار مسيحيت در نجران از بين رفت.
از قرن يازدهم مذهب اسماعيلى كه شش امامى هستند در آنجا منتشر شده، و آنان سه قرن و نيم در آنجا حكومت داشته اند. از نيم قرن گذشته تا كنون اين منطقه به قلمرو عربستان اضافه شده و نوع تبليغاتِ دينى در آن تغيير يافته است.

42- تصاوير مقدس!

هنگامى كه نجرانيان خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند، قبل از هر گفتگويى هدايايى را كه همراه آورده بودند تقديم آن حضرت كردند. هداياى آنان عبارت بود از پارچه بزرگى با نقش تصاوير مقدس و نيز پارچه هايى بافته از مو.
مردم با ديدن تصاوير مجذوب آنها شده و براى تماشا مى آمدند. اما حضرت براى اينكه بى اهميت بودن آنچه توجه مردم را جلب كرده بود نشان دهد فرمود: «به اين پارچه بزرگ كه تصاوير بر آن كشيده شده نياز ندارم و كارى با آن ندارم. اما اين پارچه هاى بافته را مى پذيرم»!
مسيحيان با خوشحالى از اينكه حضرت يكى از هداياى آنان را پذيرفته گفتند: بلى، آنها را به شما تقديم مى كنيم.

44- عهدنامه اسقفهاى نجران

با ترك مباهله و نوشتن صلحنامه با نجرانيان، به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله براى اسقف اعظم و ساير اسقفهاى نجران نوشته جداگانه اى نگاشته شد كه در آن بر تثبيت مقامات كليسا در منصبهاى خود تأكيد شده بود. متن نوشته چنين بود:


بسم اللّه الرحمن الرحيم

از: محمد رسول اللّه
به: اسقف ابوحارثه و اسقفها و راهبان نجران و مسئولين كليساها
درباره آنچه از كم يا زياد در اختيار آنان است.
هيچ اسقفى و راهبى از مقام خود تغيير داده نمى شود و حقى از حقوق آنان تغيير نمى يابد و از موقعيتشان تنزّل داده نمى شوند.
اين مطلب براى ابد از سوى خدا و رسول درباره آنان خواهد بود، تا مادامى كه دلسوزانه عمل كنند و در فكر اصلاح باشند و تمايل به ظلم پيدا نكنند و ظالم نباشند.
وقتى اسقف اعظم اين نوشته را از پيامبر صلى الله عليه و آله گرفت از آن حضرت اجازه خواست تا با همراهان خود به ديارشان بازگردند.
حضرت اجازه داد و جوانى به نام «عمرو بن حزم انصارى » را به نمايندگى از طرف خود براى نجرانيان تعيين نمود، و همراهشان فرستاد تا حل و فصل كننده امور آنان باشد.