5- اعمال روز مباهله

ائمه عليهم السلام دستور داده اند كه در روز مباهله به عنوان شكرگزارى روزه بگيريم، چرا كه خدا با پشتيبانى رسول خود در مراسم مباهله، حقانيت آن حضرت و نيز عظمت اهل بيت عليهم السلام و يگانگى اميرالمؤمنين عليه السلام را با پيامبر صلى الله عليه و آله به ما فهمانيد، و دشمنان و مخالفين را با ظهور عظمت اسلام سرافكنده كرد.
همچنين چند دستور نماز براى روز مباهله وارد شده كه به آنها اشاره مى كنيم:
الف. دو ركعت نماز، و پس از نماز هفتاد مرتبه استغفار. پس از استغفار دستها به سوى آسمان و نگاه به آسمان و دعاى مفصلى كه بايد خواند.
ب. نيم ساعت قبل از ظهر روز مباهله، به نيت تشكر از خداوند دو ركعت نماز. در هر ركعت سوره «حمد» يك مرتبه، و سوره «قل هو اللّه  احد» ده مرتبه، و «آية الكرسى» ده مرتبه، و سوره «انا انزلناه» ده مرتبه.
ج. در روايت ديگرى وارد شده كه بعد از هر دعايى در روز مباهله دو ركعت نماز بخوان.

6- مشاوران اسقف

در نجران سه نفر بودند كه از مشاوران اوليه اسقف اعظم به شمار مى آمدند،
و در كارهايى كه پيش مى آمد قبل از اين سه نفر كسى مورد مشورت قرار
نمى گرفت. آنان «شَرحَبيل بن وداعه هَمْدانى»، «عبداللّه  بن شرحبيل اصبحى» و
«جبار بن فيض حارثى» نام داشتند كه مقام شرحبيل از آن دو بالاتر بود.
با رسيدن نامه پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از همه اسقف سراغ شرحبيل فرستاد و او را
براى مشورت فراخواند. هنگامى كه شرحبيل آمد، اسقف نامه حضرت را به
او داد و پرسيد: نظرت چيست؟ شرحبيل گفت:
تو وعده خداى ابراهيم عليه السلام را درباره نبوت در نسل اسماعيل عليه السلام مى دانى. از كجا
اطمينان دارى اين شخص همان پيامبر نباشد؟ من در مسئله نبوت رأى و نظرى
ندارم ولى اگر امرى از امور دنيوى بود نظر خود را درباره آن به تو مى گفتم و
برايت كوشش مى كردم.
سپس اسقف از عبداللّه  بن شرحبيل و جبار بن فيض نظرشان را جويا شد.
آنان نيز پاسخى همانند شرحبيل دادند و تصميم گيرى را به او واگذار كردند.

8- كتابشناسى مباهله

تا كنون 27 كتاب مستقل درباره مباهله شناسايى شده و كتابهاى ضمنى كه در مباحث حديثى يا اعتقادى و يا تاريخى اين واقعه مهم اسلام را نقل كرده و به بيان آن پرداخته اند بيش از پنج هزار كتاب است.
از قرن سوم و چهارم هجرى 3 كتاب درباره مباهله به چشم مى خورد. در قرن يازدهم نيز كتابى در اين زمينه تأليف شده است. 23 كتاب ديگر مربوط به صد سال گذشته است كه 6 كتاب آن مربوط به دهه اخير است.
از اين كتابها 24 مورد به صورت تأليف و 3 مورد ترجمه است كه از عربى به فارسى يا از فرانسوى به عربى و نيز فارسى انجام گرفته است. كتابهاى عربى مربوط به مباهله 13 كتاب و فارسى 9 كتاب و اردو 4 كتاب و فرانسوى 1 كتاب است.
از اين كتابها 18 مورد چاپى هستند و 9 مورد خطى و چاپ نشده به شمار مى آيند، كه اين كتابهاى خطى فقط در فهرستها معرفى شده اند.
كتابهاى چاپى در شهرهاى تهران و قم و اصفهان از شهرهاى ايران، نجف و كاظمين از شهرهاى عراق، لاهور و كراچى از شهرهاى پاكستان، لكنهو از شهرهاى هند، بيروت از شهرهاى لبنان، قاهره از شهرهاى مصر، پاريس از شهرهاى فرانسه و ميلان از شهرهاى ايتاليا به چاپ رسيده است. چاپ اين كتابها به سال شمسى در سالهاى 1318، 1323، 1324، 1342، 1350، 1351،
1353، 1355، 1360، 1378، 1379، 1382 بوده است.

7- 2000 حُلّه!

صبح روز بيست و پنجم ذى الحجة نجرانيان براى تنظيم و امضاى قرارداد
صلح و جزيه به محل موعود آمدند. پيامبر صلى الله عليه و آله طبق خواهشى كه مسيحيان
داشتند اميرالمؤمنين عليه السلام را براى نوشتن صلحنامه و قرارداد جزيه نزد آنان
فرستاد.
اميرالمؤمنين عليه السلام به حضرت عرض كرد: پدرم فداى تو باد، بر چه چيزى با
آنان صلح نمايم؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: يا اباالحسن، هر گونه با ايشان حل و فصل
كنى، رأى تو رأى من است.
اميرالمؤمنين عليه السلام نزد مسيحيان رفت و پس از گفتگوهايى قرار شد مورد
اصلى جزيه «حُلّه» باشد. حُلّه پارچه ارزشمندى بود كه صنعت اهل نجران به
حساب مى آمد، و نجرانيان در بافتن آن مهارت فوق العاده اى داشتند و
پرداخت آن برايشان آسان تر بود. قرار آنان بر اين شد كه در سال دو هزار حُلّه
بدهند كه نصف آن در ماه صفر و نصف ديگر در ماه رجب داده شود.
با پايان گفتگوها اميرالمؤمنين عليه السلام، سيد و عاقب را به عنوان نماينده نجرانيان
نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد، و قرارى كه بر سر جزيه با آنها بسته بود به حضرت خبر
داد. حضرت فرمود: قبول كردم.
آنان نيز در حضور اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله به پرداخت جزيه اقرار كردند، و از
حضرت درخواست كردند شخص امينى را به نمايندگى از ايشان در نجران، همراه آنان بفرستد.

9- زكات و جزيه از نجران

كمتر از يك سال بعد از مباهله، در ماه رمضان سال دهم هجرى، پيامبر صلى الله عليه و آله
براى اميرالمؤمنين عليه السلام و لشكر همراه آن حضرت تدارك سفرى را ديد كه طى
آن ابتدا به نجران مى رسيدند و زكات مسلمانانشان و جزيه مسيحيان آنجا را
تحويل مى گرفتند. بعد از آن راهى يمن مى شدند تا مردم آنجا را به اسلام
دعوت كنند.
اميرالمؤمنين عليه السلام با لشكر همراه عازم نجران شدند، و در آنجا طبق قرارداد
حُله ها را از نجرانيان گرفتند. سپس آنها را به صورت بسته بندى شده بار زدند
تا در مدينه تحويل پيامبر صلى الله عليه و آله نمايند.
از آنجا به يمن رفتند و مردم را به اسلام دعوت كردند كه همه قبيله «هَمْدان»
در يك روز مسلمان شدند.
آنان در يمن بودند كه پيامبر صلى الله عليه و آله تصميم سفر حج را گرفت و اواخر
ذى القعده سال دهم هجرى از مدينه عازم مكه شد و به اميرالمؤمنين عليه السلام نيز
نامه نوشت كه از يمن با لشكر همراه براى حج به مكه بيايد.
اميرالمؤمنين عليه السلام با لشكر همراه از يمن به سوى مكه حركت كردند و با طى
پنج روز در پنجم ماه ذى الحجة به مكه رسيدند و با احرام حج به ملاقات
پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند.