شعر مباهله (حاج غلام حسین سازگار)

شعر زیبایی از جناب حاج غلام حسین سازگار به مناسبت ایام مباهله

 

وضو بگیرم در حال روزه با تکبیر
کنم مباهله با دشمنان حیّ قدیر

زبان حق شوم و آیۀ مباهله را
 به شأن فاطمه و شوهرش کنم تفسیر

ز قول دوست و دشمن شنو که این آیه
 به وصف اهل کسا از خدا شده تعبیر

محمد وعلی و فاطمه، حسین و حسن
که پنج در عددند و یکی چو حی ّقدیر


پی مباهله کردند روی در صحرا
یکی چو مهر فروزان چهار ماه منیر

فتاد چشم نصارا به آن خدارویان
که نور طلعتشان گشته بود عالم گیر

مسیحیان پی نفرین پنج تن دیدند
که نیست غیر هلاکت برایشان تقدیر

همه به خاک قدوم پیمبر افتادند
که ای ز جانب حق خلق را بشیر و نذیر

به حضرت تو نصاری تمام تسلیم اند
که تو بلند مقامی و ما تمام حقیر

هزار مرتبه نفرین به دشمنان علی
که می کنند در این آیه حیله و تزویر

کنند فضل علی را به دشمنی انکار
خدای نگذرد از این خطا و این تقصیر

چرا شدند فراری از این حقیقت محض
چرا به سلسلۀ نفس خود شدند اسیر

قسم به جان علی منکر مباهله را
خدای لعن نموده، پیمبرش تکفیر

گرفتم آنکه شود خصم منکر خورشید
کجا به تابش انوار آن کند تأثیر

فضائل علی از حد بود فزون چه زیان
که بر مباهله منکر شوند یا به غدیر

علی کسی است که در جنگ بدر شد پیروز
خدا به جنگ احد می دهد به او شمشیر

علی است فاتح احزاب و فاتح خیبر
علی است تیرالهی به قلب خصم شریر

علی است بت شکن کعبه روی دوش رسول
علی به بیشۀ اسلام شد خروشان شیر

علی به جای نبی خفت و جان گرفت به دست
کسی نیافت چو او این چنین مقام خطیر

حدیث منزلة چون آفتاب می تابد
به این دلیل علی بعد مصطفاست امیر

وصی احمد مرسل کسی بود «میثم»
که در تمام فضایل ورا نبود نظیر