نسب ائمه و فرزند بودن ایشان پیامبر را

منبع

روزی هارون الرشید ـ خلیفه‌ی عباسی ـ به مناظره با امام کاظم (علیه السلام) پرداخت و سؤالاتی از ایشان مطرح نمود که جواب همه‌ی آنها را از امام گرفت. اما در آخر از ایشان پرسید: چرا اجازه می‌دهید مردم شما را به پیامبر نسبت بدهند و بگویند: فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، در صورتی که که شما فرزندان علی بن ابی طالب (علیه السلام) هستید، زیرا هر کس به پدر خود نسبت داده می‌شود، نه مادر؛ اما پیامبر، جد مادری شماست...

امام فرمود: اگر پیامبر زنده شود و از دختر تو خواستگاری کند به او می‌دهی؟

هارون گفت: چرا ندهم؟! حتماً این کار را می‌کنم. این باعث افتخار من است. چون در آن صورت بر عرب و غیر عرب و بر قریش فخر می‌فروشم.

امام فرمود: اما اگر پیامبر زنده شود از دختر من خواستگاری نخواهد کرد و من هم نخواهم داد.

هارون با تعجب پرسید: چرا؟!

موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود: چون او پدر من است (ولو از طرف مادر)، ولی پدر تو نیست. پس می‌توانم خود را فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بدانم.

هارون دوباره پرسید: پس چرا شما خود را از نسل پیامبر می‌دانید؟ و حال آن که نسل از سوی پسر است نه دختر و اگر جوابی داری دلیلش را از قرآن برایم بیاور.

امام این آیات را تلاوت نمود که: «و به او (ابراهیم)، اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را به راه راست درآوردیم، و [نیز] نوح را پیش از این هدایت نمودیم، و از نسل او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را [هدایت کردیم‏] و این گونه نیکوکاران را پاداش مى‏دهیم. و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را [نیز که از نسل اویند، هدایت نمودیم‏] که همه از شایستگان بودند.‌»

و بعد از تلاوت آن از هارون پرسید: عیسی (علیه السلام) که در این آیه از نسل ابراهیم به شمار آمده، آیا از سوی پدر به او منسوب است یا از سوی مادر؟

هارون گفت: به نص قرآن، عیسی پدر نداشته است.

امام فرمود: پس از سوی مادر از نسل او نامیده شده، ما نیز از سوی مادرمان فاطمه (علیها السلام) از نسل پیامبر محسوب می‌شویم. می‌خواهی آیه‌ی دیگری برایت بخوانم؟

گفت: بخوانید.

و حضرت آیه مباهله را خواند که: «هر گاه بعد از علم و دانشى که (درباره مسیح) به تو رسیده، (باز) کسانى با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: بیایید پسران ما و پسران شما و زنهاى ما و زنهاى شما و آنهایى که جان ما و جان شما باشند را دعوت کنیم. آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم‏.»

و بعد از قرائت آن فرمود: هیچ کس ادعا نکرده است که پیامبر در مباهله با نصاری نجران جز علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام)، کس دیگری را برای مباهله با خود برده باشد. پس مصداق ابنائنا (پسرانمان) در آیه‌ی مزبور حسن و حسین (علیهما السلام) هستند؛ با این که آنها از سوی مادر به پیامبر منسوبند و فرزندان دختر آن گرامی‌اند.

هارون که بهت زده شده بود و دیگر چیزی برای گفتن نداشت، از امام پرسید: از ما چیزی نمی‌خواهید؟

امام کاظم (علیه السلام) فرمود: نه. می‌خواهم به خانه بازگردم...

 

برگرفته از کتاب «سیره‌ی عملی اهل بیت (علیهم السلام)»، جلد 9، تألیف حجة الاسلام والمسلمین سید کاظم ارفع .

 

تارنمای اختصاصی موضوع مباهله
بنیاد پژوهشی ترویجی مباهله (در شرف تأسیس)
تمامی حقوق برای مؤلفین و دست اندرکاران محفوظ است.
استفاده از محتوای تارنما، با ذکر منبع بلامانع است.